ذبيح الله صفا
437
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
آنها غالبا در ميان پارسيان رايج بوده است ملاحظه مىشود ، چنان كه خواننده در بادى امر تصوّر مىكند كه گويندگان آنها مردمى عامى و بىاطلاع از زبان پارسى بودهاند و حال آنكه اگر غلطهاى آن نسخ با اصلاح تحريفات و تصحيفات ( كه محتاج اطلاعات وافيست ) انجام گيرد ، غالبا ابيات فصيح زيبايى جانشين آن بيتهاى سست ناروا مىگردد . گويندهء زراتشتنامه را معمولا و طىّ قرنهاى اخير خواه در ايران و خواه در نزد ايرانشناسانى كه دربارهء آن كار و يا از آن استفاده كردهاند « زرتشت بهرام پژدو » صاحب ارداويرافنامهء منظوم مىدانند . علت اين امر آنست كه ظاهرا نسخ موجود اين منظومه از روى نسخهيى استنساخ شده است كه زرتشت بهرام پژدو آن را در ماه آبان 647 يزدگردى مطابق با 676 هجرى و 1278 ميلادى در دو روز از روى نسخهيى كه بدست آورده بود بازنويس كرده و 43 بيت دربارهء اين منظومه و كيفيّت استنساخ آن در دو روز و نيز شرحى دربارهء معرفى خود و پدر خويش و اينكه بايد نظير و يا بقول خود او « جفت » اين منظومه را پديد آورد و همچنين طلب دعا از خوانندهء زراتشتنامه ساخته و در پايان نسخه افزوده است . همين امر و عدم دقت در باقى مطالب كتاب باعث شد كه آن را از زرتشت بهرام پژدو بدانند و حال آنكه خود زرتشت بهرام در چند بيت اوّل از اشعار خويش گويندهء منظومه و پدر و زادگاه و باشيد نگاه او را معلوم كرده است و با توجّه به آن ابيات و همچنين دقّت در معانى ابيات ديگر زرتشت بهرام اصلا ترديدى در اين نمىماند كه منظومه ازو نيست و او ناسخ آنست نه ناظم آن . اينك از ابيات زرتشت بهرام چند بيت را كه به كار اثبات سخن مىآيد درينجا نقل مىكنيم « 1 » : سپاسم ز يزدان پروردگار * كه توفيق دادم بدين يادگار چو پيروزى و ياريم داد و پشت * نوشتم من اين قصهء زرتهشت « 2 »
--> ( 1 ) - زراتشتنامه ص 99 - 100 ( 2 ) - در اصل : زراتشت